127
تركه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اص&
جوکهای فارسی
تركه ميره سلموني، ميگه: جناب اين ريش مارو اص&
، يه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. يه دفعه شاطره مياد بيرون، ميگه: نون تموم شد! ملت هم ميرن دنبال كار و زندگيش
: اِاِاِه…! بي فرهنگا خودشو ميخورن، پوستشو ميندازن زمين!!!
: من سيدم، فرزند امام حسينم! تركه ميگه: اِاِاِ..! علي اصغر تويي؟! ماشالله چقدر بزرگ شدي!!!
: آقا دو تا نون بده. شاطره با خودش ميگه اين بابا تركه، بگذار يكم سركارش بذاريم! ميگه: آقا نوب
. بهش مي گند: مرتيكه كثافت! گمشو برو تو ماشين، باباتو ميسوزونيم! همين جور كه داشتند مي چپوندنش تو م
يك نره خري زير تخته. ميگه: خانم جان، اين زير تخت چي كار ميكنه؟! زنش ميگه: زير تخت رو نمي دونم اما رو …
: آقاي دكتر من صدام يكم كلفته، مي خوام معالجش كنم. دكتره ميگه : يه دارو هست ولي عوارض جانبي داره. زنه ميگه: اشكال
شاكي ميره پيش خدا ميگه: خدايا يه چيزي به اين حوا بگو، خيلي منو اذيت ميكنه. خدا ميگه: چي شده؟ اين دفعه چي …
. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم مير