121
!!
جوکهای فارسی
!!
: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين
: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو
خانوم بلند كرده بوده، نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر مي كنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته،&nbs
. وارد اتاق كه ميشه، ميبينه يه تفنگ به ديوار آويزونه. مي پرسه: اين واسه چيه؟ رشتيه ميگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه يا
تركه ميره داروخونه ميگه: آقا بي زحمت 99 تا كان
: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه ، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده!!!
: جواد رفتي اونجا افه مفه(!) ياد بگيري ها! ميگه: باشه. ميره شهر و كاراشو ميكنه، وقتي ميخواسته
. زنه هم هي ميگفته: بازم بكن! بازم بكن! يارو هم ميگه بابا ديگه چقدر ب
تركه اسم بچش رو ميگذاره ديويد كاپرفيلد! از