88
با پسرش مشغول بوده، پسرش هي جيغ و داد ميكرده كه: آااي! بابا نكن! اااوووخ! درد ميگيره! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: خفه شو
جوکهای فارسی
با پسرش مشغول بوده، پسرش هي جيغ و داد ميكرده كه: آااي! بابا نكن! اااوووخ! درد ميگيره! قزوينيه شاكي ميشه، ميگه: خفه شو
در خونشون يه تابلو ميزنه: با تشكر و قدرداني از اهالي محل!!!
3.14 ميكنه!!!
زنه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر من كنار رونم
مياد بيرون!!!
!!
: آره نميدوني اونقدر شرمنده شدم، اونقدر شرمنده شدم كه نگو! رفيقش ميگه: آخه چرا، چي شده؟ ميگه: پريروز اين
: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو
خانوم بلند كرده بوده، نميدونسته چطور سر صحبت رو باز كنه. هرچي فكر مي كنه هيچي به نظرش نميرسه. يه كم پسته تو ماشين داشته،&nbs
: آره ديروز رفتم خونه ديدم يه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر ديدم يه لباس مردونه هم افتاده رو …