Currently browsing category

جوکهای فارسی, Page 204

جوکهای فارسی

30

. داد مي زنه: دربيار!، دربيار! يارو در مياره. رشتيه ميگه: اَه اَه! حالم بهم خورد، بكن تو! بكن

47

تركه و رفيقش جنده آورده بودن خونه. قبل از&#

63

 سوار ميشه. تركه برمي گرده به زنه ميگه: مي بخشيد خانم، اسم شما چيه؟ زنه با عشوه ‌ميگه: غنچه! تر

31

 قالي جاي كفش هست. جاي پاها رو دنبال ميكنه مي رسه به اتاق خواب، ميبينه يكي سخت با زنش مشغوله. داد ميزنه: مر

48

تركه ميره داروخونه، داد ميزنه: آقــا كـــ&#

64

 يك بادي از جهت نامساعد از يكي از خانماي مسافر در ميره. راننده تاكسي هم از اون

32

رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ما

49

تركه زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع &

65

 سر كوچشون،‌ اولين بچه اي كه داشته رد ميشده رو ميكشه كنار، ‌شروع ميكنه به كار خير. بچه هم شروع م

33

رشتيه ميره خونه ميبينه زنش با يك نره خري مش&#1594