271
شيرهايه ميخواسته تاكسي بگيره، به يك تاك
جوکهای فارسی
شيرهايه ميخواسته تاكسي بگيره، به يك تاك
تركه ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگž
يارو تيمساره از تهران ميره اردبيل سركشي، م
تَرياكيه بايد آزمايش مدفوع ميداده، يك شيش
تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگ
تركه ميره جبهه بهش ميگن: ببين اين نارنجك رو و
شيرهايه ميميره، ميبرنش بهشت. دو سه روز م&#
عربه و مسيحيه ميخواستن همديگه رو بكنن. اول 
رشتيه ميخواسته خونشو بفروشه، داشته خونش 
زنه ميره ميوه فروشي، ميگه: آقا خيار كيلو چند&